اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
110
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
جز با كسى كه با تو نبرد كند نبرد مكن ، و زخمدارى را مكش و چارپايى را به زور مگير اگر چه خود و همراهانت پياده روى كنيد ، و آبهاى مردم را به خود اختصاص مده و جز مازاد ايشان را برضاى خاطر ايشان مياشام و مرد و زن مسلمانى را دشنام مده تا خود بكارى تن دهى كه شايد ديگرى را بر آن ادب كنى و بر مرد و زن ذمى ستم مكن و خدا را ياد كن و در شب و روز سستى مكن و پيادگان خود را سوار كنيد و يك ديگر را كومك دهيد ، با كوشش و شتاب رهسپار باش و دشمن را از هر جا باشد بركن و او را در حال پيشروى بكش و زبون و آكنده از خشمش بازگردان و خون را به حق بريز و به حق حفظ كن و هر كس توبه كند توبه اش بپذير و در هر زمانى بهر حالى گزارشهايت برسد و راستى راستى ، چه دروغگو را نظرى صائب نيست » . گفت : و ابو الكنود خبر داد كه جاريه در تعقيب بسر پيش رفت و به شهرى نمىنگريست و بر چيزى درنگ نمىكرد تا به يمن و نجران رسيد و كسانى را كشت و بسر از او گريخت و آتش در افكند پس محرق ناميده شد . على بكارمندان خود نامه نوشت تا آنان را بجهاد وادار نمايد پس به اشعث ابن قيس كه عامل او بر آذربايجان بود ، نوشت : اما بعد فانما غرك من نفسك و جرأك على آخرك املاء الله [ 1 ] لك اذ ما زلت قديما تاكل رزقه و تلحد فى آياته [ 2 ] و تستمتع بخلاقك [ 3 ] و تذهب بحسناتك [ 4 ] الى يومك هذا فاذا اتاك رسولى بكتابى هذا فاقبل و احمل ما قبلك من مال المسلمين . « همانا تو را به خود مغرور ساخته و بغايت گستاخ كرده است ، مهلت دادن خدا تو را ، چه از دير زمانى تا امروز پيوسته روزى او را خورده و در آيات او كجروى كرده و به بهره خود كامياب شده و نيكيهاى خود را برده اى ، پس هر گاه فرستاده ام
--> [ 1 ] اشاره به آيه 178 س 3 . [ 2 ] اشاره به آيه 18 س 7 . [ 3 ] اشاره به آيه 69 س 9 . [ 4 ] اشاره به آيه 20 س 46 .